۱۳۹۶ تیر ۲۳, جمعه

اول قرنتيان فصل ١ آيه ١٨ تا ٢٥


“من بخوبی می‌دانم كه برای آنانی كه بسوی هلاكت می‌روند، چقدر احمقانه بنظر می‌رسد وقتی می‌شنوند كه عيسی مسيح بر روی صليب جان خود را فدا كرد تا انسان را نجات بخشد. اما برای ما كه در راه نجات پيش می‌رويم، اين پيغام نشانۀ قدرت خداست. زيرا خدا فرموده است: «تمام نقشه‌هايی را كه انسان برای رسيدن به خدا طرح می‌كند، هرقدر هم كه حكيمانه جلوه كند، باطل خواهم ساخت و فكر و نبوغ خردمندان را نابود خواهم كرد.» پس كجايند اين خردمندان و علمای دين و فلاسفه كه دربار...ۀ مسايل عميق دنيا به بحث می‌پردازند؟ خدا ايشان را جاهل ساخته و نشان داده است كه عقل و حكمت آنان پوچ و باطل است. زيرا خدای حكيم صلاح ندانست كه انسان با منطق و حكمت خود او را بشناسد. بلكه او خود به ميان ما آمد و همۀ آنانی را كه به پيام او ايمان آوردند نجات بخشيد، يعنی همان پيامی كه مردم دنيا، چه يهودی و چه غيريهودی، آن را بی‌معنی و پوچ می‌دانند. زيرا يهوديان خواستار آنند كه پياممان را با معجزه‌ای ثابت كنيم، و يونانيان نيز فقط مسايلی را می‌پذيرند كه با فلسفه و حكمتشان منطبق باشد. اما پيام ما اينست كه مسيح برای نجات انسان مصلوب شد و مرد؛ و اين پيام برای يهوديان توهين‌آميز است و برای يونانيان پوچ و بی‌معنی. اما آنانی كه از جانب خدا برای دريافت نجات دعوت شده‌اند، چه يهودی و چه يونانی، خدا چشمانشان را گشوده تا ببينند كه مسيح قدرت عظيم خدا و نقشۀ حكيمانۀ اوست برای نجات ايشان. اين نقشۀ نجات خدا كه در نظر بعضی پوچ و بی‌معنی است، بسی حكيمانه‌تر است از نقشه‌های حكيمانۀ داناترين مردم؛ و اين پيام انجيل يعنی نجات بوسيلۀ مرگ مسيح بر روی صليب كه در نظر برخی نشانۀ ضعف خداست، بسيار نيرومندتر از تمام قدرتهای بشری است.”



هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر