۱۳۹۶ اسفند ۱۵, سه‌شنبه

“اما من می‌گويم كه اگر كسی به تو زور گويد،

با او مقاومت نكن؛ حتی اگر به گونۀ راست تو سيلی زند، گونۀ ديگرت را نيز پيش ببر تا به آن نيز سيلی بزند.”
متى ٥ : ٣٩
‎آنگاه بر صورت عیسی آبِ دهان انداخته، او را زدند. بعضی نیز به او سیلی زده، می‌گفتند: «ای مسیح، نبوّت کن و بگو چه کسی تو را زد؟»”...

‎متى ٢٦ : ٦٧-٦٨

مسيح به اون حرفى كه زد عمل كرد،
فقط سربازان نبودند كه به گونه مسيح سيلى زدند، خيلى ها بدتر از سيلى را به مسيح ميزدند ولى او هيچ دفاعى نميكرد،
حتى جوابشان را هم نميداد ،
سيلى ميتوانست تهمت و توهين و شهادتهاى دروغ و خشم مردمى باشد كه هر روز از سفره عيسى غذا ميخوردند،
آن پنج هزار نفرى كه نان و ماهىِ تازه را خورده بودند،
ولى شاگردان از باقى مانده هاى آنها خوردند!
هر حرف منفى به تو ميگويند ؛ گوش نده،
ادامه بده، فقط به مسير جلجتا فكر كن، به بالاى تپه، چون پيروزى آنجا حاصل خواهد شد،
خيلى در اين راه ايستاده حرافى خواهند كرد ولى تو ادامه بده، برو و خسته نشو،
يكى از راههاى موفقيت تو همين آدمها هستند،
اينها مانع ميگذارند ولى نميدانند اين موانع همان پله هاى ترقّى است،
هيچ وقت از خودت در برابر كار خدا دفاع نكن و تمركزت روى مسير باشه، فقط برووووو....
چه بخواى ، چه نخواى در راه درست هميشه سيلى خواهد بود، اگر كسى سيلى زد تو خوشحال باش، او ندانسته به تو خدمت ميكند، او همان مانع پله وار توست!
فقط مواظب باش صليب را از دوشت برندارند،
هر چه قدر سنگين ولى ادامه بده ،
تا جلجتا راهى نمانده،
نترس آخرِ اين مرگ بيداريست،
گونه ديگرت را برگردان و بگو آماده ام!!!

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر