۱۳۹۵ مرداد ۱۰, یکشنبه

[مزمور داود] خداوند شبان من است؛ محتاج به هیچ چیز نخواهم بود


در مرتعهای سبز مرا می‌خواباند. نزد آبهای راحت مرا رهبری می‌کند.
جان مرا برمی‌گرداند و به خاطر نام خود به راه‌های عدالت هدایتم می‌نماید.
...
چون در وادی سایهٔ موت نیز راه روم از بدی نخواهم ترسید زیرا تو با من هستی؛ عصا و چوبدستی تو مرا تسلی خواهد داد.
سفرهای برای من به حضور دشمنانم می‌گسترانی. سر مرا به روغن تدهین کرده‌ای و کاسهام لبریز شده است.
هرآینه نیکویی و رحمت تمام ایام عمرم در پی من خواهد بود و در خانهٔ خداوند ساکن خواهم بود تا ابدالآباد.
داوود در توصیف خداوند به عنوان شبان از تجربیات خودش بهره گرفت زیرا او سالهای اول زندگی اش را به چوپانی گذرانده بود. اول کتاب سموئیل باب ۱۶ آیات ۱۰ تا ۱۱.
Devamını Gör

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر